نرخ پرش (بانس ریت) چیست؟

بانس ریت

نرخ پرش یعنی میزان از دست دادن مشتری در یک وب سایت. هرچه قدر که میزان بانس ریت یا نرخ پرش بالاتر باشد، یعنی آن وب سایت درحال از دست دادن مشتری های بیشتری است؛ حتی اگر انرژی مضاعفی جهت تبلیغات صرف کند. و اما راه حل چیست؟

1- ابتدا باید مفهوم نرخ پرش را درست درک کنیم.

2- سپس در مورد تأثیر آن بر روی سئو بحث کنیم.

3- و نهایتاً راه کارهای کاهش نرخ پرش را بدانیم.

Bunce Rate (نرخ پرش) به زبان ساده

یک تعریف سطحی از Bounce ریت یا نرخ پرش این است که وقتی کاربر صفحه ای را باز می کند، بدون مراجعه به صفحات دیگر، وب سایت شما را ترک کند. اما تعریف درست نرخ پرش بحثی دیگر است که قدم به قدم به آن می پردازیم.

نرخ (Rate)

کلمه “نرخ” یا rate یعنی اندازه گیری میزان دو چیز نسبت به یکدیگر. مانند نرخ مشتریانی که خرید می کنند نسبت به نرخ کل مشتریان یک فروشگاه یا وب سایت. اگر در یک روز 10 نفر وارد وب سایت شما شوند و پنج نفر از آنها خرید کنند، یعنی نرخ فروش شما پنجاه درصد است. نرخ پرش برعکس نرخ فروش، نسبت مشتریانی که از دست رفته اند را نشان می دهد.

پرش (Bounce)

اگر کاربری وارد سایت شده و کارهایی را که مدنظر صاحب وب سایت است را انجام ندهد یعنی یک پرش صورت گرفته. کاری که موردنظر صاحب سایت است فقط فروش نیست. عوامل زیر از جمله عملیاتی هستند که باید بر روی هر وب سایت موفقی انجام پذیرد:

  • بازدید از صفحات دیگر
  • نوشتن نظر در قسمت نظرات وب سایت
  • خرید
  • تماشای ویدیو و عکس ها
  • دانلود فایل
  • درخواست پشتیبانی از وب سایت
  • عضویت در سایت
  • کلیک بر روی تبلیغات

در صورتیکه هیچ کدام از تعاملات ذکر شده توسط کاربر انجام نگیرد، وب سایت با پرش یا بانس مواجه شده است.

نرخ پرش (بانس ریت) چگونه محاسبه می شود؟

استفاده از Google Analytics، ساده ترین روش محاسبه نرخ پرش می باشد. برای این محاسبه، گوگل آنالیتیکس از دو مفهوم به نام های سشن (Session) و هیت (Hit) استفاده می کند.

سشن (Session) چیست؟

مفهوم سشن یعنی عملکردهای کاربران در یک دوره زمانی کوتاه در یک وب سایت یا اپلیکیشن. زمانی که یک کاربر از طریق گوگل وارد سایتی می شود، از جانب گوگل یک تایمر 30 دقیقه ای برای آن وب سایت شروع به کار می کند. انجام بعضی از عملکردها بر روی وب سایت از طریق کاربر، مدت زمان این تایمر را تمدید می کند و یا این مدت زمان ریست می گردد. به عنوان مثال، اگر کاربر بعد از خواندن یک مقاله صفحه دیگری را باز کند، تایمر مجددا از ابتدا برای آن صفحه شروع به کار می کند. در تصویر زیر نمونه ای از سشن یک کاربر را که پروسه خریدش 20 دقیقه طول کشیده مشاهده می فرمایید. آخرید عملکرد کاربر تکمیل خرید است. 30 دقیقه بعد از تکمیل خرید، سشن تمدید شده منقضی شد.

نرخ پرش

هیت (Hit) چیست؟

عملکردهای یک کاربر را در یک وب سایت هیت می گویند. گوگل آنالیتیکس این عملکردها را ثبت می کند. هیت ها درخواست هایی از طرف کاربر هستند که به سرور ارسال می شوند. بعضی از عملکردهای کاربر توسط گوگل آنالیتیکس ثبت شده و برخی دیگر شناسایی نمی شوند. مثلا اگر کاربر صفحه ای را باز کند، گوگل آنالیتیکس می تواند آن را شناسایی و ثبت کند و بنابراین روی زمانبندی سشن مؤثر واقع می شود. اما عملکردی دیگر مانند کلیک بر روی لینک دانلود فایل، شناسایی نشده و بنابراین تأثری بر روی سشن نخواهد داشت.

برای شناسایی باقی عملکردها توسط گوگل آنالیتیکس از گوکل تگ منیجر (Google Tag Manager) استفاده می شود. در حقیقت کاربرد گوگل آنالیتیکس بدون گوگل تگ منیجر ناقص است. شما می توانید درخواست هایی از کاربر را که مستقیماً توسط گوگل آنالیتیکس ثبت نمی شوند، از طریق گوگل تگ منیجر به آن ارسال کنید و تعیین کنید که آن عملکرد تعاملی است یا غیر تعاملی. بنابراین تگ منیجر کمک می کند که بانس ریت (نرخ پرش) واقعی تر باشد. همچنین با داشتن این اطلاعات می توانید نقاط قوت و ضعف وب سایت یا محتوای آن را یافته و غیر از افزایش بازدید جهت بهبود کیفیت وب سایت خود نیز تدابیری بیندیشید.

و حالا به مفهوم پرش می پردازیم.
پرش یا بانس بعنی سشنی که فقط یک هیت دارد. بنابراین نرخ پرش یا بانس ریست یعنی نسبت سشن های یک هیت به کل سشن های وب سایت در یک بازه زمانی.

مثال هایی از پرش:

  • باز کردن سایت از نتایج گوگل و برگشت به نتایج جستجو بعد از چند ثانیه
  • باز کردن صفحه ای از سایت به وسیله وارد کردن مستقیم لینک آن صفحه و بستن آن پس از چند دقیقه
  • باز کردن سایت از نتایج گوگل و ماندن در آن تا 35 دقیقه (زمان فرضی 30 دقیقه سشن)

تفاوت نرخ خروج و نرخ پرش

در هنگام استفاده از گوگل آنالیتیکس حتما با گزینه ای به نام نرخ خروج (Exit Rate) مواجه شده اید. شباهت زیادی بین نرخ پرش و نرخ خروج وجود دارد. به همین علت تفاوت عمده این دو مفهوم را بررسی می کنیم.

نرخ خروج آخرین صفحه ای را که کاربر بعد از بازدید از آن، از وب سایت خارج می شود بررسی می کند. در حقیقت می توان گفت بخشی از تقصیرهایی که موجب خروج کاربر از وب سایت می شود به عهده آخرین صفحه بازدید شده است.

نرخ خروج نسبت آخرین بازدیدهایی که در سشن بودند نسبت به کل بازدیدهای سایت است.

به عنوان مثال، اگر دو کاربر وارد سایت شده و یکی از آنها از همان صفحه نخست سایت را ترک کند و دیگری از بخش های دیگر سایت بازدید کند، نرخ خروج و پرش صفحه 50 درصد است. چون آخرین بازدید کاربر از صفحه اصلی بوده و و در سشن نیز همان یک هیت ثبت شده است.

چه عواملی بر روی نرخ پرش تأثیر دارند؟

نرخ پرش به راحتی قابل دستکاری است. بنابراین نمی تواند شاخص مورد اعتمادی باشد.

این عوامل بر روی نرخ پرش تأثیر دارند:

  • زمان سشن که در گوگل آنالیتیکس تعریف شده (بین1 دقیقه تا 4 ساعت)
  • تنظیم کردن هیت ها به صورت تعاملی یا غیرتعاملی
  • رفتار کاربر در سایت

برای دستکاری نرخ پرش می توانید زمان سشن را روی چهار ساعت تنظیم کرده و کلیه عملیاتی را که کاربر انجام می دهد به صورت تعاملی تعریف کنید. در این شرایط نرخ پرش صفر می شود. اما این کار، بسیار اشتباه بوده و پیشرفتی را نیز در سئو، جذب بازدیدکننده یا تحلیل وب سایت شما ایجاد نمی کند.

تأثیر نرخ پرش بر روی سئو وب سایت چیست؟

نرخ پرش تأثیری بر روی سئو وب سایت شما ندارد. چرا؟ دلایل آن را با یکدیگر بررسی می کنیم.

1- عدم تأثیر نرخ پرش بر روی سئو، رسماً توسط گوگل تأیید شده است.

2- نرخ پرش قابل دستکاری است و شاخصی ضعیف به شمار می رود.

الگوریتم گوگل از چنین شاخص ضعیفی استفاده نمی کند. زیرا تکنیک های کلاه سیاه نیز وجود دارند که با آنها می توان میزان بازدید را دستکاری کرده و تعاملات مصنوعی ایجاد کرد.

فواید نرخ پرش چیست؟

نرخ پرش شاخصی برای تحلیل میزان تعاملات کاربران است. مثلا بدانیم که چند درصد از کاربران، عملکردهای موردنظرمان را در وب سایت انجام می دهند یا چند درصد از صفحات دیگر بازدید کرده یا عضو سایت می شوند و غیره. با اینحال نرخ پرش را نه به تنهایی بلکه باید در کنار شاخص های دیگر بررسی کرد، زیرا استفاده تنها از نرخ پرش باعث گمراهی در تحلیل می شود.

برای پایین آوردن نرخ پرش وب سایت خود، بهتر است با طراحان سایت و سئوکاران حرفه ای مشورت نمائید و از وب سایت خود به صورت کاملا بهینه بهره ببرید. همکاران ما در شرکت ریکان تک، با افتخار این امر را برای شما میسر می سازند.

برندینگ

برندینگ

عوامل مؤثر در برندینگ یک کسب و کار

معمولا افراد مختلف تعاریف متفاوتی از برندینگ (Branding) در ذهن خود دارند. اما اگر بخواهیم یک تعریف جامع از آن ارائه کنیم می توان گفت برند، یک نام و یا طرح می باشد که شرکت های مختلف با استفاده از آن خدمات و محصولات خود را عرضه می کنند. برند می تواند در تعیین ارزش و اعتبار یک شرکت نقش بسزایی داشته باشد. به عنوان مثال مایکروسافت، اپل، گوگل و … همگی از برند های خیلی مشهور و معتبر دنیای امروز به شمار می روند.

سوال این است که با توجه به اهمیت انتخاب برند، چگونه می توانیم یک برند خوب و مناسب برای کسب و کار خود پیدا کنیم؟ راه دوری نروید، بهترین ایده ها برای انتخاب برند در ذهن شماست. افکار و ایده های شما درباره کسب و کارتان بهترین گزینه برای طراحی و انتخاب یک نام تجاری مناسب برای کسب و کار شما می باشد. مثلا اگر هدف شما ایجاد یک فروشگاه اینترنتی است، متناسب با آن و امکانات منحصر به فردی که برای آن در نظر دارید، می توانید یک برند (نام تجاری) جذاب برای این فروشگاه انتخاب کنید.

برای راه اندازی تخصصی فروشگاه اینترنتی در ارومیه می توانید به وبسایت ریکان تک مراجعه نمایید.

برندینگ

ارتباط برندینگ و بازاریابی

آیا برندینگ و بازاریابی به همدیگر ارتباط هم دارند؟ و یا برند به تنهایی می تواند باعث کاهش یا افزایش درآمد یک کسب و کار شود؟

هم برندینگ و هم بازاریابی هر یک به تنهایی در پیشرفت و موفقیت کسب و کار شما نقش حیاتی دارند. در واقع برندینگ در زمینه طراحی نمای کلی کسب و کار شما، آن گونه که شما می خواهید شناخته شوید، تاثیر دارد. زبان و لحن شعار شما، طرح ها و رنگ های مختلفی که به کار می برید هر یک به نوبه خود در ایجاد یک نتیجه ی مطلوب اهمیت دارند.

اما در طرف دیگر، بازاریابی قرار دارد که بر اساس آنچه که ادعای آن را داشته و انجام می دهید که در نهایت هم به مشتریان خود عرضه می کنید، تمرکز دارد. پس به منظور درک هرچه بهتر ارتباط برندینگ و بازایابی می توان چنین گفت: برند راهی است که بتوانید کسب و کار خود را معرفی کرده و خدمات و محصولات خود را بشناسانید، و در این راه بازاریابی همان چیزی است که در مورد کسب و کار خود بیان می کنید.

عوامل مؤثر در برندینگ یک کسب و کار

بازاریابی در تعریف نام و هویت کسب و کار شما نقشی ندارد بلکه همان طور که اشاره شد، راهی است که این نام و هویت را به مخاطبان شما انتقال می دهد. اما این کار باید به گونه ای دقیق و کامل انجام شود که بیشترین تاثیر را در مشتریان شما داشته باشد و به ارزش و اعتبار کسب و کارتان بیافزاید.

نقطه ی تلاقی این دو جایی است که اگر شما یک برند خوب، گیرا و متناسب با کسب و کارتان نداشته باشید، بازاریابی حتی به بهترین شکل ممکن، بی معنی خواهد بود و فایده ای برای شما نخواهد داشت. اما برعکس این موضوع نیز صادق است، در صورتی که برند شما کاملا مطلوب و جذاب باشد ولی بازاریابی به خوبی انجام نشود و هدف از آن به خوبی به مشتریان انتقال داده نشود، همچنان هیچ سودی برای کسب و کار شما حاصل نخواهد شد.

توسعه استراتژی برند در کسب و کار

یکی از مزیت های مهم ایجاد و توسعه استراتژی برند این است که اگر بتوانید این فرایند را به صورت تخصصی و حرفه ای پیش ببرید، نهایتا صاحب یک هویت منحصر به فرد و متفاوت نسبت به رقیبان خود خواهید شد. به همین دلیل است که برندینگ در رأس استراتژی رقابتی قرار دارد و هر کسب و کاری باید به این موضوع توجه ویژه ای داشته باشد.

توسعه استراتژی برند در کسب و کار

مراحل ایجاد یک استراتژی برند:

  1. برندسازی (شامل تعریف و طراحی برند)
  2. تعریف اهداف اصلی برند
  3. شناسایی بازار هدف
  4. تعیین هویت برند

برندینگ (برندسازی)

برند نشان دهنده ی هویت منحصر به فرد کسب و کار شما است و یک ابزار قوی برای پیشی گرفتن از رقیبان موجود در بازار می باشد. بنابراین مهم نیست در چه صنعتی و در چه زمینه ای فعالیت دارید، حتما باید برای طراحی و تعیین برند و توسعه استراتژی برند خود، انرژی صرف کنید.

برندینگ (برندسازی)

تعریف اهداف اصلی برند

در تعیین برند خود، اینکه بدانید هدف از این برند چیست، معرف چه خدمات و چه محصولاتی است، لازم است چه پیامی را به مخاطبان انتقال دهد و … می تواند در تشخیص و تصمیم گیری بهتر به شما کمک کند تا نهایتا برندی انتخاب کنید که بتواند پل ارتباطی شما و مخاطبانتان بوده و ضمن اینکه هدف اصلی شما را به آن ها می ساند، توجه آن ها را نیز به سمت کسب و کار شما جلب کند.

شناسایی بازار هدف

طبیعتا اگر اطلاعات کافی در مورد بازارهدف خود و مشتریان بالقوه داشته باشید، به راحتی می توانید نیازها و علایق آن ها را شناسایی کرده و متناسب با آن ها به توسعه استراتژی برند خود اقدام کنید. بدون تجزیه و تحلیل و شناخت کافی مخاطبانتان فرایند برندینگ شما قطعا با شکست مواجه خواهد شد.

شناسایی بازار هدف

تعیین هویت برند

اگر تمامی مراحل گفته شده به خوبی انجام شوند، هویت برند شما در صنعت منحصر به فرد خواهد بود. در صورتی که این روند با تکنیک های حرفه ای بازاریابی نیز همراه باشد، هویت برند شما به گونه ای در ذهن مشتریان حک خواهد شد که ممکن است با شنیدن نام محصولی ابتدا به برند کسب و کار شما فکر کنند.

تعیین هویت برند

اینفلوئنسر مارکتینگ چیست؟

اینفلوئنسر مارکتینگ

امروزه در مورد اینفلوئنسر مارکتینگ (Influencer Marketing) که نوع دیگری از بازاریابی است، بسیار صحبت می شود. این نوع بازاریابی هیچگاه جایگزین بازاریابی شبکه‌های اجتماعی و یا بازاریابی محتوا نخواهد شد، زیرا عملا بدون آن‌ها نمی‌تواند وجود داشته باشد. اگر شما به تازگی با اینفلوئنسر مارکتینگ درگیر شده‌اید و یا دقیقا نمی‌دانید این نوع از بازاریابی به چه معناست، جای درستی هستید. ما در این مقاله می‌خواهیم همه چیز را در مورد اینفلوئنسر مارکتینگ از ابتدا به شما توضیح دهیم.

اینفلوئنسر مارکتینگ روش جدیدی نبوده و از چندین سال قبل تا الان به صورت‌های مختلف انجام می ‌شود. اما این اواخر در بین کسب و کارها محبوبیت بیشتری پیدا کرده و به یک موضوع داغ تبدیل شده است – شاید به این دلیل باشد که آن‌ها به تازگی به قدرت بالای این نوع بازاریابی پی برده اند، به خصوص به عنوان یک جایگزین برای تبلیغات سنتی که بسیار پرهزینه و ناکارآمد هستند. موضوع مهم‌تر این است که دیگر مصرف کنندگان دوست ندارند هر روزه پیام‌های تبلیغاتی غیر مرتبط و غیر قابل اعتماد دریافت کنند.

برای آشنایی با برندینگ در حوزه مارکتینگ می توانید این مقاله را در بخش بلاگ در وبسایت ریکان تک مطالعه نمایید.

اینفلوئنسر مارکتینگ

 اینفلوئنسر کیست؟

یکی از بزرگ ‌ترین تصورات نادرست درباره influencer ها این است که آن‌ها همان افرادی با تعداد فالوور (دنبال‌کننده) زیاد در یک شبکه اجتماعی هستند. این تفکر اشتباه، تفاوت بین مشهور بودن و تاثیرگذاربودن را از بین می‌برد. درحالی که عمل تاثیر گذاری، نیازمند یک نتیجه خاص است؛ مانند تغییر در تفکر یا رفتار. بنابراین یک اینفلوئنسر کسی است که قدرت نفوذ بر ذهنیت افراد دیگر را دارد و یا می تواند آن‌ها را وادار به انجام کاری متفاوت ‌کند.

زمانی که این تعریف با مفهوم بازاریابی پیوند می‌خورد، این معنی را می‌هد که یک  اینفلوئنسر کسی است که به افراد دیگر کمک می‌کند تا از شما خرید کنند. اما سوال این است که آن‌ها چطور این کار را انجام می‌دهند؟

یک اینفلوئنسر باید سه ویژگی اصلی داشته باشد: مخاطب، اعتبار و قدرت فروش. هر چه کیفیت این سه ویژگی بیشتر باشد، پتانسیل نفوذ فرد بالاتر خواهد بود. در زیر بصورت مختصر در مورد هر کدام برای شما توضیح خواهیم داد.

اینفلوئنسر کیست؟

۱- مخاطب

در این مورد منظور از مخاطب، توانایی اینفلوئنسرها در انتقال یک پیام به تعداد زیادی از مخاطبان می‌باشد. این مخاطبان می‌توانند خوانندگان یک نشریه، مخاطبان یک مجری تلویزیون و یا تعدادی از فالووران شبکه‌های اجتماعی باشند. تعداد مخاطبان مهم است اما کافی نیست. آن‌هایی که به تعداد کمی از مخاطبان دسترسی دارند، اما اعتبار و قدرت فروش بالایی دارند، Micro-Influencer  نامیده می‌شوند.

۲- اعتبار

سطح اعتماد و اختیارات مخاطبان به سطح دانش و تخصص اینفلوئنسر در یک زمینه خاص، بستگی دارد. به عنوان مثال، یک آشپز معروف اعتبار بالایی در ارائه اطلاعات و توصیه‌های متعدد راجع‌ به وعده‌های غذایی دارد، اما در ابراز نظر در مورد مسائل سیاسی اعتبار کمی خواهد داشت.

۳- قدرت فروش

برخی از افراد در متقاعد کردن مردم به دیدگاه و نظرات خود، قدرت فوق‌العاده‌ای دارند. آن‌ها این توانایی را دارند که مسائل مختلف را با بیانی قانع ‌کننده توضیح دهند، پیام‌های خود را خیلی واضح بیان کرده و نقطه نظرات خود را با اعتماد به نفس اظهار ‌کنند. قدرت فروش چنین اشخاصی در مقایسه با دیگر افراد، بسیار بالاتر می باشد.

اینفلوئنسر مارکتینگ

چرا اینفلوئنسرها در بازاریابی شما نقشی حیاتی دارند؟

با استفاده از اینفلوئنسر مارکتینگ، برند شما بهتر شناخته می‌شود، مخاطبانتان افزایش می‌یابد، و با گذشت زمان حساب کاربری شما در شبکه‌های اجتماعی رشد پیدا می‌کند. برخی از اثرات اینفلوئنسر مارکتینگ بر روی کسب ‌و کار شما عبارت اند از:

  • بهبود تبلیغات دهان به دهان (Word-Of-Mouth Advertising)
  • افزایش تعداد نظرات تخصصی
  • افزایش اعتبار اجتماعی

تمامی این عوامل برای به دست آوردن اعتماد و وفاداری مشتریان ضروری می باشند. در حقیقت، مطالعات اخیر Nielsen نشان داده است که ۹۲٪ از مشتریان در مقایسه با تمامی روش های تبلیغاتی، بیشتر از روش تبلیغاتی دهان به دهان تاثیر پذیرفته و به آن اعتماد می کنند. پس با یک پیغام مرتبط به مخاطبان خود کار را شروع کنید، مناسب ترین Influencer را در زمینه کاری خود پیدا کرده و از بهترین تجارب تعامل اجتماعی استفاده کنید. به این ترتیب بازاریابی شما پیشرفت چشمگیری خواهد داشت.

نقش اینفلوئنسرها

بهترین روش انجام اینفلوئنسر مارکتینگ چیست؟

ساده‌ترین راه برای کار با Influencer ها این است که به آن‌ها پول بدهید. برای دهه‌های مختلف، تبلیغ کنندگان در کمپین‌های تبلیغاتی خود از افراد مشهور استفاده می‌کردند. در حقیقت بازاریابان از اعتبار و محبوبیت آن‌ها استفاده می‌کردند تا محصول خود را بفروشند. این تاکتیکی است که ممکن است خیلی وقت‌ها کارساز باشد، اما تعریفی از اینفلوئنسر مارکتینگ نیست. چرا که در این حالت مصرف کنندگان می‌دانند که این بازیگر یا ورزش‌کار برای استفاده از این محصول دست‌مزد دریافت می کند، بنابراین میزان تاثیرگذاری آن محدود خواهدبود.

روش مشابه با حالت قبلی، توجه به تعداد بالای فالوورهای یک اینفلوئنسر است. اکثر بازاریابان امروزی نیز در اینفلوئنسر مارکتینگ این کار را انجام می‌دهند. آن‌ها به دنبال یک فرد با تعداد زیادی از فالوور اینستاگرام می‌گردند و برای تبلیغ یک محصول به آن‌ها پول پرداخت می‌کنند. همانطور که گفته شد، این روش از اینفلوئنسر مارکتینگ برای کسب‌وکارها منفعت چندانی نخواهد داشت.

اما بهترین روش اینفلوئنسر مارکتینگ بر اساس قراردادهای مالی نیست. بلکه نیازمند این است که بدانید  اینفلوئنسرها دوست دارند شناخته شوند و همچنین اولین کسانی باشند که در حیطه کاری خود از هر خبری در مورد خدمات و محصولات جدید اطلاع پیدا می کنند. آن‌ها برای اینکه میزان نفوذ خود را افزایش دهند، احتیاج به اینفلوئنسر مارکتینگ دارند. پس یک بازاریابی خوب براساس ایجاد روابط صمیمانه با انسفلوئنسرها و معاوضه محصولات و خدمات منحصر به فرد و جدید با آن‌ها، در ازای تبلیغ آن محصولات و‌ خدمات می‌باشد.

در ویدئو زیر Neil Patel در همین زمینه به طور کامل صحبت کرده است. او بنیانگذار Neil Patel Digital می‌باشد. مجله Wall Street او را برترین Influencer در وب سایت نامیده است، Forbes می‌گوید او یکی از ۱۰ بازاریاب برتر بوده و مجله Entrepreneur نیز گفته است که او یکی از ۱۰۰ شرکت برجسته دنیا را تاسیس کرده ‌است. نیل یک نویسنده پرفروش در New York Times است و به عنوان یکی از ۱۰۰ کارآفرین برتر زیر ۳۰ سال توسط رئیس‌جمهور اوباما و یکی از ۱۰۰ کارآفرین برتر زیر ۳۵ سال توسط سازمان ملل شناخته شده‌است.

شما می توانید در ویدئو زیر اظهارات ارزشمند او را در این زمینه ببینید.

کارهایی که نباید در بازاریابی Influencer انجام داد

از رویکردهای متفاوتی برای یافتن و به کارگیری از Influencerهای مختلف استفاده کنید. یک روش ثابت، برای تمام Influencer ها مناسب نیست؛ رویکرد خود را متناسب با هر Influencer خاص تغییر دهید. تنها به میزان محبوبیت  Influencerها نگاه نکنید. به خاطر داشته باشید که نفوذ و تاثیر تنها به معنی محبوبیت نیست، فراموش نکنید که هدف شما مشاهده‌ی یک اقدام خاص از مشتریانتان (مثل خرید یک محصول) است.

بنابراین برای بهبود اعتبار خود و افزایش اعتماد مخاطبان، بهتر است از اینفلوئنسر مارکتینگ استفاده کنید. زیرا ما در عصری زندگی می‌کنیم که مردم دیگر به تبلیغات اعتماد ندارند وحداقل ۳۰۹ میلیون نفر از یک نرم افزار “مسدود کننده‌ی تبلیغات” استفاده می‌کنند، این یعنی همه این افراد پیام شما را نمی‌بینند و حتی آن‌هایی که می‌بینند، ممکن است به آن باور نکنند.

کارهایی که نباید در بازاریابی Influencer انجام داد

در حقیقت مردم فقط به یکدیگر اعتماد دارند. آن‌ها Influencer های متعددی را در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنند، آن‌ها را قبول داشته و بیشتر به آن‌ها اعتماد می‌کنند. استفاده از Influencer مارکتینگ به شما این امکان را می‌دهد که محصول و پیام خود را از راهی که مورد اعتماد مخاطبانتان است، به آن‌ها ارائه کنید.

اینفلوئنسر مارکتینگ زمان و تمرکز زیادی را از شما می‌طلبد و باید به صورت کاملا شفاف، دقیق و صادقانه انجام شود. یک Influencer  درباره خوبی‌ها و بدی‌های محصولات شما صحبت خواهد کرد. اما آن‌ها این کار را به شیوه‌ای انجام خواهند داد که بسیار قابل اعتمادتر و مفیدتر از هر تبلیغ دیگری باشد.

کارهایی که نباید در بازاریابی Influencer انجام داد

منابع:

Influencer Marketing Hub

Forbes

Sprogt Social

۸ چک لیست برای ایمیل مارکتینگ

ایمیل مارکتینگ

ایمیل مارکتینگ روشی بسیار قدرتمند برای افزایش درآمد شماست و از آنجاییکه این نوع بازاریابی یک روش مستقیم و موثر در ارتباط با مشتریان است، بدون توجه به بزرگی یا کوچکی کسب ‌و کار شما، فروش و درآمد شما را به صورت قابل توجهی افزایش می دهد. همچنین، در کسب‌وکارهای B2B و B2C می توان برای رونق کسب‌وکار از ایمیل مارکتینگ استفاده نمود.

امروزه با توجه به علاقه شدید به بازاریابی شبکه‌های اجتماعی، بازاریابی وابسته (Affiliate Marketing) و SEO، اکثریت اعتقاد دارند که دیگر ایمیل مارکتینگ چندان کاربردی نیست. اما آمار چیز دیگری را نشان می دهد.

طبق یک نظرسنجی که در سال ۲۰۱۸ توسط SmartInsights انجام شده است، این نتیجه حاصل شد که ایمیل مارکتینگ به عنوان موثرترین، کارآمدترین و سودآورترین روش بازاریابی، رتبه بالاتری نسبت به سایر روش‌های دیجیتال مارکتینگ دارد.

ایمیل مارکتینگ

برای آشنایی با برندینگ در حوزه دیجیتال مارکتینگ می توانید به بخش بلاگ در وبسایت ریکان تک مراجعه نمایید.

چرا ایمیل مارکتینگ همچنان مهم است؟

با وجود رغبت زیاد به کانال های جدید دیجیتال مارکتینگ، ممکن است برای شما این سوال پیش بیاید که چرا هنوز هم کانال های بازاریابی قدیمی مورد استفاده قرار می گیرند. در حقیقت درصد بالایی از افراد بیشتر از هر پلتفرم دیگری، از پلتفرم‌های ایمیل مانند(Gmail, Yahoo, Mail, Hotmail, …)  استفاده می‌کنند و دسترسی به این افراد از اهداف بازاریابی سودآور به حساب می آید.

مطالعات اخیر نشان داده است که ۸۵ % از کاربران بزرگسال وب در آمریکا یک حساب ایمیل فعال دارند. این آمار برای شبکه‌های اجتماعی برابر با ۲۲ درصد و برای موتورهای جستجو تا ۱۵ % می‌باشد. در واقع، این آمار و ارقام به گونه ای نیستند که بتوان در حوزه دیجیتال مارکتینگ آن‌ها را نادیده گرفت، بلکه نشان دهنده اهمیت ایجاد و اجرای کمپین موفق ایمیل مارکتینگ برای کسب ‌و کارها می باشند.

ایمیل مارکتینگ

اگر هنوز هم درباره ایمیل مارکتینگ سوالاتی در ذهن دارید و مطمئن نیستید که چگونه می‌توان این روش را عملی کرد، ما چک لیستی جامع را برای شما آماده کرده ایم که در مورد نحوه استفاده موثر از ایمیل مارکتینگ برای شناخته تر شدن برند شما، بازدید بیشتر، راه‌اندازی و افزایش فروش و در نهایت رشد درآمد شما موثر خواهد بود.

۱-  اجازه گرفتن از مخاطب

اجازه گرفتن قبل از ارسال ایمیل به افراد، مهم‌ترین جنبه‌ ایمیل مارکتینگ است و قطعا اولین نکته ای است که باید در چک لیست خود برای بهبود کمپین ایمیل مارکتینگ به کار ببرید. این کار می‌تواند به روش‌های متعددی انجام شود. اغلب این گونه است که افراد درقبال دریافت اخبار مربوط به بروز رسانی‌ های جدید محصولات/خدمات و یا از طریق بخش خبرنامه آدرس ایمیل خود را وارد کنند.

البته شما باید حتما توضیح دهید که چرا به آدرس ایمیل آن‌ها نیاز دارید و در ازای دریافت آدرس ایمیل، آن‌ها چه سودی می برند. این همانند یک بازی برد / برد است که باید منفعت هر دو طرف در نظر گرفته شود.

ایمیل مارکتینگ-اجازه گرفتن

۲- ارسال ایمیل های پیگیری

ایمیل مارکتینگ انتظاراتی را در بعضی از کاربران شما به وجود می آورد؛ زیرا آن‌ها ثبت نام کرده اند تا در قبال آن چیزی به دست آورند. به همین دلیل است که محتوای شما باید انتظارات آن‌ها را برآورده کند.

پس از اینکه یک کاربر با دریافت ایمیل از کسب‌وکار شما موافقت کرد، شما باید فورا اولین ایمیل پیگیری خود را ارسال کنید و این ایمیل باید به گونه ای باشد که کاربر را از محتوای کلی ایمیل ها آگاه سازد.

۳-  استفاده از AutoResponder برای بهبود ایمیل مارکتینگ

در واقع هدف از ایمیل مارکتینگ، بالا بردن میزان فروش خدمات و محصولات است، اما اگر پس از ارائه یک محصول از جانب شما و یا پس از ثبت نام کاربر در خبرنامه و گذشتن مدتی کاربر آن را به خاطر نیاورد، نشان دهنده این است که تبلیغات ایمیل مارکتینگ شما رو به رکود است و معمولا زمانی اتفاق می‌افتد که نتوانید صحت و ثبات ایمیل‌های خود را حفظ کنید.

برای اینکه مطمئن شوید در ذهن مشترکین خود می‌مانید، دائما تلاش کنید که با ثبات و در زمان‌بندی‌های مناسب به مخاطبان خود ایمیل ارسال کنید.

با این حال، به خاطر داشته باشید به محض اینکه تعداد اعضای لیست ایمیل شما افزایش پیدا می‌کند، انجام این کارها به طور دستی دشوار خواهد بود. برای حل این مساله از Autoresponder که در اکثر پلتفرم های ایمیل مارکتینگ مانند GetResponse، AWeber و … نیز وجود دارد، استفاده کنید.

Autoresponder ایمیل‌های برنامه‌ریزی‌شده شما را براساس اولویت هایتان ارسال خواهد کرد. به عنوان مثال ایمیل‌های شما می تواند پس از ۲،۳،۴،۵،۶،۷  یا حتی ۱۰ روز ارسال شود.

۴- استفاده کردن از لینک های واضح در متن ایمیل

هدف کلی ایمیل مارکتینگ، افزایش میزان فروش و انتقال ترافیک به صفحه وبسایت شما است. در غیر اینصورت، حتما مشکلی وجود دارد!

شما باید اطمینان حاصل کنید که لینک های موجود در ایمیل هایتان کاملا واضح هستند تا هنگامی که کاربران ایمیل را تا انتها اسکرول می‌کنند، به باز کردن لینک های موجود در آن ترغیب شوند.

آدرس لینک ها را پررنگ کرده تا به چشم بیایند و بدین شکل نتایج مطلوبی برای وبسایت شما به ارمغان بیاورند.

۵-  مختصر و واضح کردن پیغام در متن ایمیل

در قسمت Inbox کاربران زیادی را در اختیار ندارید تا بتوانید پیامی طولانی را با آن‌ها به اشتراک بگذارید. به این ترتیب، کاربران قبل از اینکه تصمیم بگیرند ایمیل شما را باز کنند، به احتمال زیاد پیش‌نمایش آن را می‌خوانند.

بنابراین حتما مطمئن شوید که در ارسال ایمیل، قالب HTML  مورد استفاده‌تان بیش از ۶۰۰ پیکسل عرض نداشته باشد تا بتوانید پیام خود را با جملاتی کوتاه و مختصر بیان کنید.

علاوه بر این می‌توانید برای افزودن اطلاعات اضافی در بالای صفحه پیش‌نمایش ایمیل، از ستون دوم در هر دو طرف قالب خود استفاده کنید.

۶- مخاطبان و نیازمندی های آن ها را بشناسید

داشتن شناخت درمورد کاربران و نیازهای آن‌ها، استراتژی ایمیل مارکتینگ شما را بهبود می‌بخشد. از آن مهم‌تر، تقسیم‌بندی موضوع ایمیل ها امری بسیار مهم است؛ زیرا مشخص می‌کند که فقط و فقط ایمیل هایی متناسب با افراد موردنظر خود ارسال کنید.

همانطور که اشاره شد، داشتن دانش صحیح از مخاطبان برای ایمیل مارکتینگ بسیار مهم است. چرا که ارسال ایمیل به مخاطبان اشتباه می‌تواند تمام تلاش‌های شما را به هدر بدهد و دریافت‌کنندگان ایمیل نیز قطعا از ایمیل شما عصبانی خواهند شد و شاید به ایمیلتان علامت اسپم نیز بزنند.

۷- در ایمیل مارکتینگ از عناوین، لینک دهی تصاویر و Alt text استفاده کنید

تلاش کنید کدهای موجود در پشت هر تصویر را به حداقل برسانید؛ زیرا این کار باعث می‌شود ایمیل‌های شما به سرعت بارگذاری شوند.

یکی از دلایل این امر آن است که تصاویر فضای زیادی از ایمیل را اشغال می کنند.

برای اجتناب از این اتفاق، حتما دقت داشته باشید که تمامی تصاویر موجود در ایمیل، هم عنوان و هم Alt text داشته باشند، زیرا مرورگرهای مختلف به روش های متفاوتی این دو نوع متن را می‌خوانند.

به عبارت دیگر، متن عنوان یا Alt text پیام‌های متنی هستند که وقتی یک تصویر به درستی بارگذاری نمی‌شود، نمایش داده می‌شوند. به عنوان مثال:

پس اگر تصویر به طور کامل بارگذاری نشود، کاربران قادر نخواهند بود محتوای شما را بخوانند؛ زیرا در این حالت ایمیلتان همانند یک کاغذ سفید و خالی خواهد بود و در این صورت، مشترکین علاقه خود را نسبت به مطالعه‌ متن ایمیل شما از دست خواهند داد.

 علاوه بر این حتما تصاویر را به وب سایت خود لینک بدهید. این کار ضروری است. زیرا مخاطبانتان می‌توانند بر روی لینک وب سایت شما کلیک کرده و اطلاعات مورد نیاز را مشاهده نمایند.

۸-   استفاده حتمی از دکمه‌ CTA (Call-To-Action)

داشتن یک CTA واضح در ایمیل، مخاطبانتان را قادر خواهد ساخت تا بدانند هدف دقیق از ارسال این پیام چیست و در نتیجه آن‌ ها را بیشتر با این پیام درگیر خواهد کرد. هر کمپین ایمیل هدف مشخصی دارد که باید به آن دست یابد. این هدف می‌تواند دانلود یا بازاریابی یک محصول یا سرویس باشد و… .  CTA نیز میتواند به صورت یک لینک و یا یک دکمه باشد.

بنابراین فرقی نمیکند که شما با چه انگیزه ای به مشترکین خود ایمیل ارسال می‌کنید، دکمه یا لینک CTA خود را در لا به لای  یک متن طولانی و خسته کننده پنهان نکنید. چرا که انجام این کار فقط و فقط باعث شکست کمپین ایمیل شما خواهد شد. بنابراین، حتما اطمینان حاصل نمایید که دکمه‌ی CTA برای دریافت کنندگان ایمیل شما کاملا روشن و واضح است.

برای مشاهده دیگر آموزش های ما می توانید از صفحه بلاگ ما دیدن کنید.

منبع : https://www.oneims.com/email-marketing-checklists/digital marketing